۱۳۸۸ بهمن ۱۹, دوشنبه
شعارنویسی روی شعارنویسی های دولتی: مرگ بر خامنه ای یزید
و نوشتن شعارهای مورد دلخواهش به سبک شعارهای مردمی و حتی با همان رنگ قشنگ سبز
اجرا کرد. ولی رفته رفته شعارهای مردم دوباره بیشتر شد و روی شعارهای دولتی را
پوشاند. عکس فوق نمونه ای از این شعارنویسیهای جدید است.
۱۳۸۸ بهمن ۱۷, شنبه
۱۳۸۸ بهمن ۱۱, یکشنبه
من به پشتوانه این تکنولوژیهای جدید توی دهن این دولت می زنم
من به پشتوانه فیس بوک و توییتر و فرندفید و ایمیل و اس ام اس و بلوتوث و فروم و وبلاگ و بالاترین و دنباله و یوتیوب و آی ریپرت و موبایل دوربین دار و اینترنت ADSL و فیلترشکن، توی دهن این دولت می زنم. من به پشتوانه این تکنولوژیهای جدید توی دهن این دولت می زنم تا بفهمه که تکنولوژی نوین آی تی هست نه هسته ای. من توی دهن این دولت می زنم تا دیگه غلط بکنه دست کثیفش رو به خون فرزندان این مرز و بوم آغشته کنه. من توی دهن این دولت می زنم تا بفهمه ایرانی هوش و غیرت داره و ذلت نمی پذیره. من توی دهن این دولت می زنم ولی دولت تعیین نمی کنم. من تعیین دولت آتی رو حق مسلم ملت می دونم.
۱۳۸۸ بهمن ۱۰, شنبه
فرار از زندان
فرار از زندان، داغترين سريال امريکا که چهار سال طول کشيد، داستان يک باند مافيايي مخوف بود که سازماني سري تشکيل داده بودند. سازماني که شامل رييس جمهور آمريکا، تعداد زيادي از مقامات بلند پايه، ماموران امنيتي و ژنرالهاي نظامي بود. هدف اين سازمان مافيايي به دست آوردن کنترل پروژه اي به نام سيلا بود. پروژه اي که در صورت فروش همزمان آن به دو گروه خريدار هندي و چيني ارزشي حدود 750 ميليون دلار داشت. اين سريال در سالهاي 2005 تا 2009 از تلويزيون آمريکا به نمايش درآمد. اما در مدت همين چهار سال، تلخ ترين سريال واقعي با رياست جمهوري احمدي نژاد در ايران به وقوع پيوست. يک باند مافيايي شامل رييس جمهور ايران، تعداد زيادي از مقامات بلند پايه، ماموران امنيتي، فرماندهان سپاهي و البته فرمانده کل نيروهاي نظامي تشکيل شد. هدف اين باند مخوف به دست آوردن درآمد حاصل از نفت و ساير منابع کشور ايران بود. درآمدي که فقط بخش نفتي آن در اين چهار سال ارزشي حدود 250 ميليارد دلار داشت. تنها با مد نظر قرار دادن همين درامد نفتي مي توان گفت اين مافياي نظامي، اقتصادي، سياسي در کشوري با ظرفيت ايران، درآمدي 333 برابر درامد مافياي فرار از زندان را داشته است. با اين تفاوت که رياست جمهوري احمدي نژاد يک کابوس واقعي در ايران بود اما فرار از زندان تنها يک سريال غير واقعي و اغراق آميز در آمريکا. مردم ايران چهار سال از عواقب اين جنايت، شامل فقر و ورشکستگي اقتصادي کشورشان رنج کشيدند و از وقوع چنين جناياتي در کشورشان احساس شرم کردند در حاليکه مردم آمريکا چهار سال با ديدن سريال فرار از زندان لذت بردند و به تهيه چنين سريالي در کشورشان افتخار کردند. مافياي فرار از زندان سرانجام شکست خورد و متلاشي شد و خوشبختانه مافياي احمدي نژاد نيز در آستانه فروپاشي قرار دارد.
۱۳۸۸ دی ۱۳, یکشنبه
«تقلب بعدش تا بینهایت دروغها»
ندا را کشتید، گفتید توطئه است. محسن را کشتید، گفتید مننژیت داشت. ترانه را کشتید، گفتید در کانادا زنده است. رامین را کشتید، گفتید خودکشی کرد. در کهریزک کشتید، گفتید نیروهای خودسر بودند. خواهرزاده میرحسین را کشتید، گفتید کار منافقین است. با ماشین زیر کردید و کشتید، گفتید ماشین سرقتی بوده. در خیابان و در ملا عام کشتید، گفتید تفنگ ساچمه ای بوده و مال ما نیست...
دست از این دروغگویی و کشتار وحشیانه بردارید. حکومت شما روزی که به سوی مردم اسلحه کشیدید تمام شد.
۱۳۸۸ مهر ۱۹, یکشنبه
ما با اعدام مخالفیم، اگر اسلام با اعدام موافق است با اسلام هم مخالفیم
اول این ویدئو رو ببینین:
من امروز بعد از اینکه خبر اعدام بهنود شجاعی رو شنیده بودم و این فیلم رو دیدم خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم و با اینکه یه خورده درونگرا هستم و زیاد احساساتم رو نشون نمی دم ولی بعد از دیدن این فیلم، جلو همه کسایی که اصلا نمی دونستند چه خبره، اشک توی چشام جاری شد و گریه کردم. شما چطور؟ شما هم بغض تو گلوتون گرفت یا چشاتون خیس شد؟ اشکال نداره ما هممون مثل همیم. راستش من در حین نوشتن مطلب هم چند بار گریه کردم.
حالا یه سوال دارم ازتون. فکر می کنید واکنش خامنه ای به این احساسات ما چیه؟ شاید بگید چرا خامنه ای؟ خوب معلومه چون اون رییس قوه قضاییه رو تعیین میکنه و در واقع این قوه بطور مستقیم زیر نظر اونه. در ضمن خامنه ای مثلا خودش رو رهبر این کشور میدونه و صبح تا شب توی تلویزیون، خودش و حکومتش رو با علی و حکومت علی مقایسه می کنند. حتی تو نماهنگ جدیدی که ساختن با علی دست هم میده! همون علی که میگن نگران بود مبادا در گوشه ای از حکومت تحت امرش ذره ای از حق کسی پایمال بشه. پس حتما گرفتن حق حیات از دو تا نوجوون در ایران به خامنه ای مربوط میشه. خوب برگردیم سر سوال خودمون. فکر می کنید واکنش خامنه ای به این احساسات ما چیه؟ شاید بگید اون که با ما اصلا طرف نمیشه و یه عده بسیجی جان بر کف رو میفرسته سراغمون که دیگه از این غلطها نکنیم و این فیلمها رو نبینیم. نه، اینجوری به قضیه نگاه کنید که ما مثلا یه فرد مهم مثل پدر روح الامینی بودیم که خامنه ای خودش رو تحت فشار احساس میکرد تا یه پاسخی بهمون بده. حالا فکر می کنید واکنشش چیه؟ جالبه بهتون بگم من واکنشش رو میدونم. همون واکنشی که به احساسات مجیدی نشون داد. همون واکنشی که به احساسات نماینده موسوی نشون داد. اول یه مقدار از موضع ولایی و عظمایی لطف میکنه و یه تفقد و دلجویی ازمون میکنه، بعد تحقیرمون میکنه! میگه درسته شما ناراحت شدید ولی شما احساساتی هستید و در این حال احساسی نمیتونید واقعیتها رو خوب ببینید و اصلا قدرت درک ندارید. بعد هزار بار جملات تکراری رو از اسلام و قران مثال میزنه که اثبات کنه ما مطلقا اشتباه می کنیم و این اسلامه که درسته.
حالا جواب من به خامنه ای اینه: درسته ما احساساتی هستیم. چون انسانیم. چون انسان احساسات داره. ما احساساتی هستیم چون قدرت مطلقه مسخمون نکرده. ما احساساتی هستیم چون در حکومت سراسر فساد تو هنوز برخی از سلولهای بدنمون فاسد نشده و روح انسانی درش هست. این احساس انسانی ماست که گواهی میده یک کودک نمیتونه به خاطر اشتباهی که انجام داده مجرم و محکوم به اعدام شناخته بشه. ما با تک تک سلولهای بدنمون حس می کنیم بهنود شجاعی که امروز به خاطر اشتباه دوران کودکی اش کشته شد، نباید کشته میشد. ما احساس می کنیم اعدام یک اقدام وحشیانه و به دور از تمدن و بر خلاف عواطف و احساسات انسان است. ما احساس می کنیم که مجازات اعدام نه تنها در مورد کودکان که در مورد بزرگسالان هم نباید اجرا شود. ما انسان هستیم و احساسات داریم و دینی میخواهیم که به احساسات ما هم پاسخ دهد. پس اگر اسلام موافق اعدام است ما با اسلام هم مخالفیم.


